هفت اشتباه بازاریابی که استارتاپ شما را به خطر می اندازد

از نوشتن نترسید
۱ دی ۱۳۹۳
۱۰ مزیت کشیدن طرح اولیه برای طراحان گرافیک
۷ دی ۱۳۹۳
نمایش همه

هفت اشتباه بازاریابی که استارتاپ شما را به خطر می اندازد

اشتباهات مهلک بازاریابی برای استارتاپ ها

اجرایی کردن یک ایده تجاری ، به نوعی طی کردن یک منحنی یادگیری محسوب می شود. اگر در مراحل اجرای طرح خود ، دچار هیچ اشتباهی نشوید ، به احتمال زیاد ریسک گریز هستید. استارتاپ های زیادی همواره در رفت و آمد هستند؛ خوب ، بد ، زشت. اما چه اشتباهاتی در حوزه بازاریابی ممکن است به توقف فعالیت یک استارتاپ منجر شود؟ در این مطلب ۷ مورد از مهمترین آنها را بررسی می کنیم.

اشتباه اول: عدم بسترسازی مناسب قبل از افتتاح

به نظر بدیهی می آید ، وقتی که یک کسب و کار جدید را شروع کرده ایم ، بازاریابی در مراحل پایانی کار خواهد بود. اما خب این اشتباه محض است! بسترسازی پیش از شیرجه رفتن در بازار ، اولین کاری است که باید انجام دهید. شاید منتظر این هستید که همه چیز رو به راه شود. تا حدی منطقی است. اما اگر منتظر بروز شرایط ایده آل هستید ، مدت زیادی باید صبر کنید و نتیجه این صبور بودن شما ، از دست دادن زمان طلایی است. لازم نیست چراغ خاموش حرکت کنید و خود را از دیدها پنهان کنید. از همان ابتدا خود را بنمایانید و نام خود را بر سر زبان ها بیاندازید.

اشتباه دوم: عدم مخاطب شناسی و مخاطب سازی

مخاطب کسب و کار خود را بشناسیمحتی پیش از اینکه شما اولین محصول خود را تولید کرده باشید ، نیازمند طرفداران خود هستید. شما باید محصول خود را تست کنید و فیدبک های واقعی و مفید درباره آن دریافت کنید. فیدبک هایی که با دیدگاهی فراتر از جایی که شما هستید نظاره شده باشند. از طرفی وقتی نزد سرمایه گذاران بروید ، شک نداشته باشید که «کمیت و کیفیت مخاطبان شما» از اولین سوالاتی است که از شما خواهند پرسید. آنها شواهد محسوسی را طلب می کنند که دوام و توجیه اقتصادی محصول شما را تایید کند. بدون داشتن نمایی بیرونی از فروش ، تبلیغات و سرمایه اولیه ، تنها دستاویز شما برای رسیدن به موفقیت هستند.

اشتباه سوم: ارزش گذاری بیش از اندازه برای وبسایت

البته که همه کارآفرینان دوست دارند که وبسایت آنها زیبا ، جذاب و خاص باشد. اما گاهی تمرکز روی سایت از حدی که لازم است بیشتر می شود و آنقدر درگیر زرق و برق و جلوه وبسایت خود می شوند که از مسایل مهم تر غافل می مانند. چیزی که باید بیشترین توجه را به خود جلب کند ، محصول است. تلاش شما باید بر روی خلق ارزش افزوده برای مشتریان ، جلب اعتماد و کیفیت تحویل محصول به مصرف کننده استوار باشد. درست است که وبسایت شما باید استاندارد های لازم را داشته باشد و حضور آنلاین شما با برنامه ریزی و به درستی صورت گیرد، اما این موضوع را فراموش نکنید که شما یک تازه وارد در بازار هستید و ناخودآگاه اگر محصول خوبی داشته باشید ، در همهمه های مردم (تبلیغات دهان به دهان) می چرخید و این بهترین تبلیغ برای شماست.

این موضوع در مورد برندسازی هم صادق است ، شما همواره برای برندسازی و طراحی مجدد وبسایت خود فرصت دارید ، اما اگر در همان قدم نخست درجا بزنید ، شکستی زودهنگام در انتظار شما خواهد بود.

اشتباه چهارم: عدم توجه به محتوا

شکی نیست که باید سر تعظیم در مقابل بازاریابی محتوایی فرود آورد. این کار دو مزیت برای شما دارد ، اول تاثیر مهم و مستقیمی است که بر روی سئو دارد و دوم به دست گرفتن فضای فکری و ایجاد اقتدار و اعتبار در بازار. پس انگشتان خود را برای وبلاگ نویسی گرم کنید و برنامه ای را برای انتشار نکته های مرتبط با کار خود ، اتفاقات پشت صحنه و جالب در مورد شرکت خود، به روزرسانی ها و … تنظیم کنید. مطالب خود را با توجه به کلمات کلیدی بهینه سازی کنید و آنها را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید.

اشتباه پنجم: ارتباطات بدون استراتژی

وقت طلاست. این جمله خیلی تکراری شده ، اما خب واقعیت است. به خصوص وقتی که شما یک کارآفرین هستید که یک استارتاپ را راه اندازی نموده اید و تحت فشار اولیه کار هستید بیشتر بارز خواهد بود. بنابراین پیش از ارتباط گیری با دیگران ، برای خود هدف گذاری کنید که بیشترین وقت خود را در اتاق خود و به انجام امور بپردازید. یک لیست طبقه بندی شده از کسانی که باید با آنها صحبت کنید تهیه کرده و جاهایی که آنها را بیابید از پیش مشخص کنید. پیش از هر ملاقات بدانید که به دنبال دست یافتن به چه هدفی قصد ملاقات با وی را دارید. تعداد زیادی کارت ویزیت در دست داشته باشید و کارت ویزیت هر کسی را نگه ندارید. با یک برنامه ریزی زمانی درست ، همیشه در ذهن افراد مهم، سرزنده و فعال جلوه کنید.

انتخاب فرد درست در استارتاپ برای جایگاه مناسباشتباه ششم: مسئولیت دادن به افراد غیرمتخصص

اول از همه ، دچار «سندروم موسس» نشوید و همه کارها را خودتان انجام ندهید. مسلما شور و شوق و انرژی شما برای انجام کار خیلی زیاد است ، اما اگر خود را همه کاره کسب و کار خود کنید ، مسلما با موانع بزرگی مواجه خواهید شد که جلوی پیشرفت شما را خواهد گرفت. یک تیم بازاریابی مناسب انتخاب کنید. حتی نه یک تیم حرفه ای ، اما کسانی را استخدام کنید که کار را بلدند. به عنوان مثال ، شبکه های اجتماعی خود را به دست یک دانشجو نسپارید ، ممکن است که چنین افرادی حضور فعال و پررنگی در این شبکه ها داشته باشند اما روح کسب و کار شما باید در شبکه های اجتماعی نمود داشته باشد. پس مطمئن شوید که سخنگوی شما فردی مطمئن است که بر روی آن سرمایه گذاری کرده اید.

اشتباه هفتم: خیره و محو رقبا شدن

همانطور که در دوران مدرسه به ما گوشزد می شد « سرتان در برگه خودتان باشد»! این کاملا طبیعی است که چشمی به توییت های رقبا و محصولات جدیدی که ارایه می کنند داشته باشید و کسی نمی تواند از این بابت به شما ایراد بگیرد. مشکل وقتی پیش می آید که شما آنقدر محو نظاره کار رقبا می شوید که ناخودآگاه مسیر حرکت خود را بر اساس آن انتخاب می کنید و راه خود را فراموش می کنید و گاهی همین امر ممکن است شما را در بازی خطرناکی بیندازد. استارتاپ شما ، استارتاپ آنها نیست. تاکتیک هایی که برای رقبا کار می کند (یا کار نمی کند) لزوما برای شما نتیجه یکسانی ندارند. تفاوت شما باید در نوآوری و خلاقیت شما باشد نه در کپی کاری. بنابراین اگر کار خود را به درستی انجام دهید ، دیگر اهمیتی ندارد که رقبا چه می کنند.

منبع: مطلب فوق ترجمه ای آزاد از این مطلب در سایت mashable بود.

بهمن محدثی
بهمن محدثی
کارشناس تولید محتوا

3 دیدگاه ها

  1. عليرضا جعفري گفت:

    Alireza Jafari
    توو قسمت سوم اون جایی که تبلیغات دهان به دهان گفته، میخوام بگم الزاما اگه محصولت خوب باشه مردم درباره ت صحبت نمیکنن.اگه واسه اینکه مردم از محصولت حرف بزنن من نوعی ،برنامه ریزی کردم اون زمان میتونم منتظر اثربخش بودن حرفای مردم باشم./ و جای دیگه ای گفته همیشه فرصت برای برندسازی هست- میخوام بگم هرروزی که از ساختن برندتو عقب بندازی ،به رقیبت اجازه دادی مشتری های وفادار برای خودش جمع کنه

  2. سیامک گفت:

    این مسئولیت دادن به آدمهای غیر متخصص پوست آدمو میکنه…

  3. سحر امینی گفت:

    سندروم موسس خیلی نکته ی جالبی بود و مشکلی که عموما بهش دچار میشیم ، خیلی مهمه که آدم هر چقدرم توانایی انجام کاری رو داشته باشه ، بخشی از کارها رو به افراد متخصص بسپاره و به اون ها اعتماد کنه و خودش نظارت کنه و تمرکزش روی مدیریت باشه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *